عصر کرد

آخرين مطالب

/مشاغل قدیمی سنندج/

خاموشی کوره آهنگری با وزش باد زمانه مقالات

خاموشی کوره آهنگری با وزش باد زمانه
  بزرگنمايي:

عصر کرد - ایسنا/کردستان کار و صنعت با پیدایش آتش در زندگی انسان آغاز شده و بدون شک آهنگری یکی از عوامل پیشرفت در هر جامعه‌ای بوده است.

صنعت آهنگری در سنندج از تاریخچه‌ دور و درازی برخوردار است و چندین خانواده کاردان و ماهر در صنعت آهنگری کار کرده‌اند و باعث شهرت این شغل در شهر سنندج شده‌اند.
حتی در شاهنامه فردوسی آمده‌است؛ که یکی از نخستین کُردها به نام "کاوه" که ضد ضحاک، پادشاه ستمگر آن زمان برآشفت و ایران و ایرانیان را از جور و ستم این پادشاه ظالم نجات داد، آهنگر بوده و به نام کاوه آهنگر شهرت داشته‌است، با این توصیف استفاده از آهن و پولاد و شغل آهنگری در نواحی زاگرس از تاریخ دور و درازی برخوردار است و بخشی از هویت و فرهنگ قوم کُرد را تشکیل می‌هد.
آهنگری، ابتدا در پالنگان و حسن‌آباد از رونق خاصی برخوردار بوده و بعدها که شهر سنندج توسط "سلیمان خان اردلان" به مقر حاکمیت تبدیل شد، آهنگری از اولین صنعتی بوده که در شهر سنندج مورد توجه قرار گرفته و دو راسته بازار سنندج به صنعت آهنگری اختصاص داده شده‌است.
به گزارش ایسنا، صبح زود برای تهیه گزارشی درباره یکی از کهنه‌ترین مشاغل سنندج وارد بازار آهنگران شهر سنندج می‌شوم، از فاصله دور نیز صدای برخورد چکش با آهن به گوش می‌رسد که خبر از مشغول به کار بودن آهنگران را نوید می‌دهد.
بارها و بارها از این بازار قدیمی آهنگران گذر کرده‌ام؛ اما هیچوقت با این دقت به این مکان نگاه نکرده بودم و همیشه به آسانی از کنارشان رد شده‌ام؛ امروز که برای گرفتن گزارشی از شغل آهنگری که یکی از قدیمی‌ترین شغل‌های سنندج است به این مکان آمده‌ام همه چیز در این مکان برایم جالب است.
از میان مغازه‌ها می‌گذرم، و با دقت به در و دیوار و ابزار کار آهنگران نگاه می‌کنم، اولین چیزی که در این مغازه‌ها به چشم می‌آید رنگ سیاه و زنگ‌زده در و دیوار مغازه‌ها است.
عده کثیری از آهنگران افراد مسن و سالخورده‌ای هستند و کمتر کسی را می‌بینی که جوان باشد و مشغول کار آهنگری باشد که همین تصویر پیر و سالخورده آهنگران نشان از فراموشی شغلی می‌دهد که هرروز با گذشت زمان بیش از پیش به دست فراموشی سپرده می‌شود.

در چهره‌هایشان ردپایی از سفتی و سختی آهن پیداست، برای تهیه گزارش خود به نزد تک تک آهنگران رفتم اما گویا آنها خسته‌تر از آنند که بخواهند گذشته شغلی از یاد رفته را شخم بزنند.
نگاهم به مردی می‌افتد با موهای سفید که با آرامش در حال خوردن چای است، کوره و اجاق مغازه‌اش با وجود پسر جوانش همچنان روشن است و او در دوران پیری خود، کار را به دست پسرش سپرده و خود در کمال آرامش در سایه شغلی مشغول نشسته است که تمام جوانیش را به پایش داده است.
نزدیک می‌روم و سلام می‌دهم، خود را معرفی می‌کنم و می‌گویم که خبرنگار هستم و قصد تهیه گزارشی از شغلشان را دارم، نگاهم که می‌کند خستگی و پیری را می‌توان از نگاهش خواند و در همان حال که مشغول خوردن چاییش است در جوابم می‌گوید: می‌توانی از پسرم خبات سوال بپرسی، سنی از من گذشته و آن انرژی جوانی را ندارم از او خواهش می‌کنم که به چند سوال من پاسخ دهد و بلاخره راضی می‌شود.
از کارش در زمان قدیم می‌پرسم؛ آهی از سر حسرت می‌کشد و می‌گوید این راستا زمانی برای خودش رونقی داشت و مدام مشغول کار و تلاش بودیم و لحظه‌ای از کار بیکار نمی‌شدیم ولی اینک... این را که می‌گوید نیشخند تلخی می‌زند.
می‌گوید در زمان‌های قدیم که شغل اکثر مردم کشاورزی بود ابزاری همچون داس، وسایل شخم‌زنی، تبر، تبرداس، اسکنه، چکش، ساتور، تیشه، میخ طویله، نعل، زنجیر، انواع قیچی، چفت، قفل، سیخ تنور، قیچی برای مشتریان خود می‌ساختیم که امروزه با وجود ماشین آلات صنعتی دیگر مردم آنچنان که شاید و باید به شغل آهنگری احتیاج ندارند.

به پسرش که پای کوره مشغول کار است نگاهی می‌اندازد و می‌گوید: شکر خدا که کوره مغازه‌ام با وجود پسرم همچنان داغ و روشن است و این شغل را به او آموختم تا شغل آبا و اجدادیمان را زنده نگه‌دارد و گرنه کوره مغازه من نیز همانند سایر آهنگران به دستان سرد روزگار سپرده می‌شد.
به نزد پسرش می‌روم که پای کوره آهنگری مشغول کار است از عرق بر جبین نشسته‌اش می‌توانی دریابی که این کار تا چه حد سخت و طاقت‌فرسا است و گویی کار با این فلز سفت و سخت در او اثر کرده و خلق و خویی بسیار سفت و سخت به خود گرفته‌است.
از او درباره چگونگی در پیش گرفتن شغل آبا و اجدادیش می‌پرسم، می‌گوید: از بچگی به همراه پدر خود به مغازه آمده و راه و روش کسب و کار در این بازار را از پدرش آموخته و اکنون که سنی از پدرش گذشته و دیگر توان کارکردن را ندارد تصمیم به ادامه راه پدرش گرفته است.
از سختی و اهمیت کار آهنگری برایم می‌گوید: آهنگری شغلی سخت و پرزحمت است، البته اکنون نسبت به گذشته با کم‌رنگ شدن نقش این شغل در زندگی مردم کارها تا حدودی سبک و راحتتر شده‌است، اما آنگونه که از پدرم شنیده‌ و دیده‌ام کار آهنگران به صورت مداوم و خستگی‌ناپذیری بود؛ و تنها زمان استراحت آهنگران زمان صرف غذا بود که با سایر آهنگران دور هم می‌نشستند و غذا می خوردند و معمولا خوردن نهار تا یک ساعت طول می‌کشید و بعد از آن دیگر تا پایان کار لحظه‌ای از کار و تلاش نمی‌ایستادیم و حتی گاهی اوقات کار و سفارشات مشتریان به حدی می‌رسید که مجبور بودند تا صبح کار کنند تا بتوانند سر وقت سفارشات مشتریان را آماده کنند.

گفتنی است که آهنگری در شهر سنندج جدا از اینکه به عنوان پیشه و صنعت محسوب می‌شده است به لحاظ فرهنگی و جامعه‌شناسی نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌است.
از انواع آهنگری می‌توان به کارهای بزرگی همچون گاوآهن و بیل، همچنین نوع دیگری از قفل سازی و کارهای کوچکتری مانند چاقو سازی، کمان و تفنگ سازی را نام برد؛ همچنین از ابزار و وسایل آهنگری می‌توان به کوره آهنگری، بیل، مسلفه، سیخ کوره، انبرهای آهنگری، قالب قرار و پایه، سندان میخ، چکش، گیره دستی و دیگر ابزار آهنگری را نام برد.
شغل آهنگری که زمانی عامل اصلی پیشرفت و ترقی جامعه در بحث صنعت بوده‌است و از اولین مشاغل قدیمی هر جامعه‌ای به ویژه سنندج بوده‌است امروزه به باد فراموشی سپرده شده و باد زمانه کوره‌های آهنگری را خاموش کرده‌است.
انتهای پیام


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

نوشدارو بعد از مرگ سهراب/مدیران بعد ازحادثه به فکر درمان می افتند

مسافران شیک پوش سفری خیالی که با کمک شما به مقصد می رسند!

خاموشی کوره آهنگری با وزش باد زمانه

شهر خلاق موسیقی پشتوانه توسعه گردشگری سنندج

تیر ضدانقلاب به سنگ خورد/کردستانی ها همراه و حامی انقلاب

انتظار قصه‌های کودکانه

"پس کوچه‌های سنندج" روایتی از زندگینامه محمد مسگر

خرید با چاشنی مطالعه

دُهُلی کە آوازش از نزدیک خوش است

اعتراض کشاورزان به ضعف صادرات سیب زمینی/ظرفیتی که هدر می رود

درباره هفته وحدت | همبستگی و اتحاد مسلمانان مانع تفرقه‌افکنی دشمنان

آبیدر؛ شکوهی به زلالی هزارن چشمه

گوش جهان تشنه موسیقی کردستان

آب سنندج همچنان طعم و بوی نامطبوع دارد/مردم چشم انتظار وعده ها

وقتی آب از آب تکان می‌خورد

والی هنر دوستی که سنندج را به ویترین فرهنگ و تمدن تبدیل کرد

عمارت خسروآباد میراثی ماندگار از خاندان اردلان

نگاهی گذرا به شهرهای خلاق ایران

47 مقاله به اولین همایش بین المللی باستان شناسی عصر آهن غرب ایران ارسال شد

ادامه داستان طعم و بوی بدآب شرب سنندج/تایید و تکذیب ها ادامه دارد

تشنه لبانِ کنار آب

شبکه کُرد از آغاز تاکنون

مصرف زیاد شیرینی مهمترین علل پوسیدگی دندان کودکان است

فاجعه ای به نام "اصلاحات ارضی" و تاثیرات آن بر اشتغال در کردستان

یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم

نا گفته هایی از زندگی پدر ترجمه ایران تا نخستین استاندار کردستان

جامه سیاه بر تن طبیعت

پای دردل تیره چشمان روشن بین کردستانی

نمایش عطف به سبز پشیمانی بازیگر نقش شمر را روایت می کند

نکته‌های ناگفته از توان‌ بخشی کودکان

تاریخ‌های تقلبی

دیگه بزرگ شدی

وضعیت نامناسب فضای سبز سنندج/اظهارات ضد و نقیض ادامه دارد

برداشت 15هزار تن گردو در کردستان/ غفلت از صادرات محصول

نیم نگاه امیرکبیر به آخرین دختر

خریدار نازِ یار

شکستند تا کمر طبیعت نشکند

مرگ در کمین انارستان

1٦7 مقاله به همایش بین‌المللی گردشگری و توسعه ارسال شد

مروری بر مهمترین مطالب نشریات کردستان

تئاتر تجربه‌های اخیر نمایشی از بازآفرینی گذشته

«کاره‌سات» کتابی با 19 داستان کوتاه کُردی

گله مندی مردم سنندج از طعم و بوی آب/تغییرات دمای هوا مقصر است

عارفی که بزرگان عرفان را به وجد آورد...

دفاع از میهن فراتر از ایده و مذهب

هیاهو برای هیچ/سد معبر در سنندج همچنان بلاتکلیف است

زندگی از نو

چی بپوشیم

هنرمندان دوره گرد

جدال نیاز و گرانی در بازار نوشت افزار