عصر کرد - کرمانشاه- مرز خسروی در ۲۶ مردادماه ۱۳۶۹، پایانی بر سالها چشمانتظاری تلخ و آغاز فصلی نو در تاریخ مقاومت ایران بود تا بوسه آزادگان سرافراز بر خاک وطن حماسهای بیبدیل را رقم بزند.
خبرگزاری مهر - گروه استانها: بیستوششم مردادماه ۱۳۶۹ بیشک یکی از درخشانترین و ماندگارترین روزهای تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران است؛ روزی که پس از سالها اسارت، رنج و چشمانتظاری، نخستین گروه از آزادگان سرافراز قدم به خاک پاک وطن گذاشتند. در آن روز تاریخی، مرز خسروی در غربیترین نقطه کشور، برای ساعاتی از یک گذرگاه مرزی و تجاری فراتر رفت و به نقطهای مقدس تبدیل شد که قلب میلیونها ایرانی در آن میتپید. مرزی که امروز به عنوان یکی از مهمترین و امنترین مسیرهای زمینی تردد زائران عتبات عالیات شناخته میشود، در آن تابستان داغ، شاهد بازگشت مردان پولادینی بود که سالها در تاریکترین اردوگاههای رژیم بعث عراق، مقاومت، ایثار و صبر را به زیبایی معنا کرده بودند.
خسروی برای مردم ایران تنها یک نام جغرافیایی بر روی نقشه نیست؛ بلکه سرزمینی است که در حافظه تاریخی ملت با مفاهیمی چون دفاع، ایستادگی، شهادت، زیارت و بازگشتِ غرورآفرین گره خورده است. این مرز که از دیرباز یکی از قدیمیترین و هموارترین مسیرهای ارتباطی ایران با عتبات عالیات بوده، در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ هویتی تازه یافت؛ هویتی که با نخستین قدم آزادگان بر خاک ایران شکل گرفت و تا به امروز در حافظه جمعی مردم این سرزمین جاودانه مانده است. تابستان سال ۶۹ برای ایرانیان، فصلی پر از التهاب و انتظار بود. سالها از پایان التهابات دفاع مقدس میگذشت، اما هزاران خانواده همچنان با چشمانی اشکبار منتظر فرزندان، همسران و برادرانی بودند که در دفاع از کیان کشور به اسارت دشمن درآمده بودند.
با اعلام خبر تبادل اسرا، موجی از امید، شادمانی و هیجان سراسر کشور را فرا گرفت. در نخستین مرحله این تبادل بزرگ، حدود ۴۲ هزار آزاده ایرانی به آغوش کشور بازگشتند که سهم استان مقاوم کرمانشاه از این کاروان شرف، یک هزار و ۸۰۰ نفر بود. از روزها و ساعات پیش از ورود آزادگان، کرمانشاه حال و هوای عجیبی داشت؛ مسیرهای منتهی به مرز خسروی آذین بسته شده و خانهها بوی اسپند و گلاب گرفته بود. در میان این شور وصفناپذیر، طنین یک جمله کردی بیش از هر چیز در فضای شهرهای مرزی میپیچید: «هاتین خوش، هاتین صفا هاوردین» (آمدید، خوش آمدید، صفا آوردید). این استقبال بینظیر روایتی از احساس عمیق مردمی بود که خود سالها طعم آوارگی و بمباران را چشیده بودند.
با ورود نخستین گروه آزادگان، مرز خسروی به قاب زندهای از تاریخ مبدل شد. بسیاری از این مردان در همان لحظه ورود، بر زمین افتادند، مشتهایی از خاک وطن را بوییدند، بر سر و صورت ریختند و سجده شکر به جا آوردند. آنان در همان گامهای نخست دو خواسته قلبی داشتند؛ زیارت مرقد مطهر امام خمینی (ره) و تجدید میثاق با رهبر معظم انقلاب. خسروی در آن روز، هم مرز زیارت بود و هم مرز بازگشت؛ خاکی که بوسه آزادگان را برای همیشه به یادگار گرفت و نام خود را در دفتر آزادگی ملت ایران جاودانه ساخت.
۳۰۰ متر تا پایان کابوس اسارت
حسین سهمی، از آزادگان سرافراز دفاع مقدس و نویسنده کتاب خواندنی «ساعت ۵ بود»، در مرور خاطرات ملتهب آن روزها اظهار کرد: برای ما که سالها پشت دیوارهای بلند و سیمخاردار اردوگاههای بعثی، رؤیای بازگشت به وطن را در سر میپروراندیم، فاصله میان مرز عراق و ایران دیگر با متر و کیلومتر سنجیده نمیشد. هر قدمی که برمیداشتیم، انگار بخشی از سالهای تاریک اسارت را پشت سر میگذاشتیم و هرچه به خسروی نزدیکتر میشدیم، ضربان قلبهایمان بیقرارتر میتپید.

وی با اشاره به لحظه شنیدن نام مرز افزود: وقتی مأمور عراقی با لحنی خشک اعلام کرد که به پنج کیلومتری مرز خسروی رسیدهایم، این خبر کوتاه برای ما معنایی به وسعت یک عمر داشت. با شنیدن نام خسروی، همه بچهها از جا کنده شدند؛ نگاهها میخکوب جاده بود تا شاید نخستین نشانهها و میلههای مرزی ایران را ببینیم. آن مرز برای ما دیگر یک خط جغرافیایی ساده نبود، بلکه نماد تمام آن هویتی بود که در حسرتش مویه کرده بودیم.
نخستین نماز شکر در آغوش وطن
این آزاده سرافراز در ادامه خاطرات خود، فاصله کوتاه میان دو گیت مرزی را عمیقترین تجربه زندگیاش خواند و تصریح کرد: در گیت عراق از اتوبوسها پیاده شدیم. فاصله میان گیت عراق و گیت ایران چیزی حدود ۳۰۰ متر بیشتر نبود، اما برای مردانی که سالها از آغوش مادرانه وطن دور مانده بودند، عبور از همین چند صد متر به اندازه سالها طول کشید. وقتی به گیت ایران نزدیک شدیم، ناگهان با کوهی از جمعیت روبهرو شدیم که برای استقبال آمده بودند؛ از خانوادههای بیقرار گرفته تا نیروهای سپاه و ارتش که دوشادوش هم صف استقبال را شکل داده بودند. دیدن دوباره چهرههای آشنای نیروهای ایرانی پس از سالها غربت، نشانهای روشن از بازگشت به خانه بود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: عمیقترین لحظه، ثانیهای بود که پاهایمان خاک ایران را لمس کرد. دیگر بازگشت یک رؤیای دستنیافتنی نبود. این حس رهایی حتی در نمازخانه گمرک خسروی نیز با ما ماند؛ وقتی در صف نماز جماعت مغرب و عشا ایستادیم، تازه آنجا بود که باور کردیم این بیداری است، نه خواب و خیال. ما به ایران بازگشته بودیم و آن مسیر ۳۰۰ متری، شیرینترین مسیر زندگی ما شد که پایانش نه یک نقطه مرزی، بلکه کلمه مقدس وطن بود.
امروز و پس از گذشت بیش از سه دهه از آن حماسه بینظیر، مرز خسروی تنها یک گذرگاه تجاری یا یک مسیر ترانزیتی ساده برای عبور زائران اربعین نیست؛ بلکه قطعهای از بهشت است که با اشکها، لبخندها و سجدههای شکر هزاران آزاده قهرمان تطهیر شده است. روح مقاومت و امید که در مردادماه ۶۹ در این نقطه از صفر مرزی دمیده شد، اکنون در قامت نسل جوانی که پرچم توسعه و آبادانی کشور را به دست گرفته، جریان دارد و نویدبخش آیندهای روشن برای ایران اسلامی است. با این حال، حفظ اصالت این میراث معنوی نیازمند اقدامی فراتر از برگزاری یادوارههای سالانه است؛ مطالبه جدی، روشن و برحق جامعه ایثارگران و مردم خطه غرب کشور از وزارت میراث فرهنگی، بنیاد شهید و مسئولان ارشد دولتی این است که «نقطه صفر مرزی خسروی» را بهطور رسمی در فهرست آثار ملی معنوی کشور به عنوان «دروازه آزادگان» ثبت ملی کرده و با تخصیص ردیف بودجهای مستقل، یک موزه و یادمان جامع و بینالمللی با معماری فاخر در این پایانه احداث کنند. تحقق این مطالبه نه تنها ادای دینی به صبر اسطورهای آزادگان و خانوادههای آنان است، بلکه این نقطه را به یک قطب برجسته گردشگری مقاومت در مسیر زائران کربلا تبدیل خواهد کرد تا نسلهای آینده، داستان آن ۳۰۰ متر عاشقانه را هرگز به دست فراموشی نسپارند.