يکشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۵
علمی

چرا اغلب مردان در مقابل خشونت خانگی همسران‌شان سکوت می‌کنند؟ | آخرین خبر

چرا اغلب مردان در مقابل خشونت خانگی همسران‌شان سکوت می‌کنند؟ | آخرین خبر
عصر کرد - ایسنا/ پژوهشگران می‌گویند اغلب مردانی که توسط همسران خود مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، سکوت می‌کنند و یک مطالعه جدید دلیل آن را دریافته است. بیش از نیمی از ...
  بزرگنمايي:

عصر کرد - ایسنا / پژوهشگران می‌گویند اغلب مردانی که توسط همسران خود مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، سکوت می‌کنند و یک مطالعه جدید دلیل آن را دریافته است.
بیش از نیمی از مردانی که قربانیان پرخاش و آزار و اذیت زنان هستند، در یک مطالعه جدید، این آزار و اذیت را یک مسئله خصوصی می‌دانستند، تقریباً نیمی از آنها شرم یا خجالت را گزارش کردند و درصد مشابهی نیز نگران بودند که دیگران حرفشان را باور نکنند یا با سوگیری و قضاوت روبرو شوند.
مردان لاتین‌تبار به طور قابل توجهی بیشتر از مردان سیاه‌پوست و سفیدپوست گزارش دادند که نمی‌دانند چگونه تجربیات خود را ابراز کنند و موانع زبانی و نگرانی‌های مهاجرتی را به عنوان دلایل عدم درخواست کمک ذکر کردند.
مردان سفیدپوست به طور قابل توجهی بیشتر از مردان لاتین‌تبار در تشخیص یا برچسب زدن آنچه برایشان اتفاق می‌افتد به عنوان سوءاستفاده مشکل داشتند.
خشونت خانگی مدت‌ها است که به عنوان اتفاقی که برای زنان می‌افتد، مطرح شده است. این چارچوب‌بندی، عواقبی واقعی برای مردانی دارد که با خشونت خانگی همسران خود زندگی می‌کنند و احساس می‌کنند که جایی برای پناه بردن ندارند.
یک مطالعه اخیر بیش از ۱۰۰۰ مرد را که توسط همسران خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، بررسی کرد و دریافت که شرم، ترس و حس قوی مبنی بر اینکه این مسئله باید خصوصی بماند، بسیاری از قربانیان مرد را از درخواست کمک باز می‌دارد.
محققان این فشارها را به انتظارات سنتی از مردانگی، یعنی این ایده که مردان باید مشکلاتشان را خودشان حل کنند، مرتبط می‌دانند. نژاد و قومیت، این سکوت را به شیوه‌هایی شکل می‌دهند که سیستم‌های حمایتی موجود تا حد زیادی برای رسیدگی به آنها آماده نیستند.
بیش از نیمی از مردان مورد بررسی گفتند که آنچه برایشان اتفاق می‌افتد را یک مسئله خصوصی می‌دانند، به این معنی که چیزی است که باید به تنهایی حل شود. تقریباً نیمی از آنها احساس شرم یا خجالت را گزارش کردند. تقریباً به همان اندازه نگران بودند که شریک زندگی‌شان در صورت صحبت کردن، آنها را به دروغ به خطا متهم کند یا تلافی کند.
برای بسیاری از مردان، این‌ها تردیدهای جزئی نبودند، بلکه موانع واقعی بین سکوت و دریافت کمک بودند. این موانع در گروه‌های نژادی و قومی مختلف دیده می‌شد و به مشکلی اشاره داشت که عمیق‌تر از هر فرهنگ یا جامعه‌ای است.
با این حال، همه مردان با موانع یکسانی روبرو نبودند. این پژوهش که در مجله روانشناسی مردان و مردانگی(Psychology of Men & Masculinities) منتشر شده، نشان داد که مردان سیاه‌پوست، لاتین‌تبار و سفیدپوست مجموعه‌ای از نگرانی‌های اصلی را به اشتراک می‌گذارند، با این حال الگوی خاص موانعی که هر گروه گزارش داد، به تفاوت‌های واقعی در نحوه شکل‌گیری تصمیم یک مرد برای ارتباط برقرار کردن یا ساکت ماندن توسط نژاد، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی اشاره داشت.
بیش از ۱۰۰۰ مرد؛ سه گروه و یک بحران نادیده گرفته شده
محققان از طریق یک پنل نظرسنجی آنلاین، ۱۱۹۴ مرد را ثبت نام کردند و مردان بین ۱۸ تا ۵۹ سال ساکن ایالات متحده را که خود را سیاه‌پوست غیر لاتین، لاتین یا سفیدپوست غیر لاتین معرفی کردند و نوعی پرخاشگری یا آزار و اذیت از شریک عاطفی زن خود را تجربه کرده بودند، هدف قرار دادند.
نمونه نهایی شامل ۵۹۶ مرد لاتین، ۲۹۹ مرد سیاه‌پوست و ۲۹۹ مرد سفیدپوست بود. از شرکت‌کنندگان در مورد اشکال مختلف سوءاستفاده، از جمله کنترل فیزیکی، جنسی و اجباری (اصطلاحی برای رفتارهای کنترلی مانند جدا و منزوی کردن کسی از دوستان و خانواده‌اش) پرسیده شد.
کنترل اجباری با تقریباً ۹۶ درصد، رایج‌ترین نوع خشونت گزارش شده بود و پس از آن خشونت فیزیکی با تقریباً ۸۵ درصد قرار داشت.
محققان برای سنجش موانع کمک‌خواهی، از یک چک‌لیست ۱۷ موردی که به طور خاص برای این مطالعه تهیه شده بود، استفاده کردند که همه چیز را از شرم و خجالت گرفته تا نگرانی در مورد وضعیت مهاجرت پوشش می‌داد. شرکت‌کنندگان همچنین فرصت داشتند تا موانع اضافی را به زبان خودشان توصیف کنند و تیمی از محققان آموزش‌دیده این پاسخ‌ها را بررسی و آنها را در ۱۳ موضوع متمایز سازماندهی کردند.
آنچه همه مردان در آن مشترک بودند
در هر سه گروه، موانع اصلی یک موضوع مشترک داشتند؛ ترس از قضاوت و این حس قوی که خشونت خانگی چیزی است که مردان باید خودشان به تنهایی با آن برخورد کنند.
در نظر گرفتن خشونت خانگی به عنوان یک موضوع خصوصی یا شخصی، رایج‌ترین مانع گزارش شده در کل بود. شرم و خجالت، همراه با ترس از اینکه شریک زندگی ممکن است تلافی کند یا اتهامات دروغین بزند و نگرانی از سرزنش شدن توسط هر کسی که برای کمک به وی مراجعه می‌کند، به فاصله کمی پس از آن قرار داشتند.
محققان خاطرنشان کردند که این موانع مشترک احتمالاً منعکس کننده انتظارات فرهنگی گسترده در مورد مردانگی هستند، یعنی این ایده که مردان باید متکی به خود، از نظر عاطفی سرسخت و قادر به مدیریت مشکلات شخصی بدون کمک خارجی باشند.
البته این مطالعه ثابت نمی‌کند که این انتظارات مستقیماً باعث شده است که مردان از درخواست کمک اجتناب کنند، اما الگوی بین گروه‌ها با آن پیشینه فرهنگی گسترده‌تر سازگار است.
تقریباً ۴۰ درصد از مردان نیز شک داشتند که آیا هیچ منبع و کمک موجود می‌تواند کمک‌کننده باشد یا خیر. حدود دو نفر از هر پنج نفر گفتند که اصلاً نمی‌دانند به کجا مراجعه کنند. تقریباً از هر سه نفر، یک نفر احساس می‌کرد که خدمات موجود برای مردانی مانند آنها مناسب نیست، نرخی که در هر سه گروه نژادی و قومی ثابت ماند و به این برداشت گسترده اشاره دارد که سیستم‌های خشونت خانگی به شکل مناسب طراحی و بنا شده‌اند.
تاثیر نژاد و قومیت بر تجربه خشونت خانگی علیه مردان
در حالی که موانع اصلی مشترک بودند، الگوی خاص آنچه مردان گزارش کردند به طور معناداری بر اساس گروه متفاوت بود.
مردان لاتین‌تبار به طور قابل توجهی موانع کلی بیشتری نسبت به مردان سیاه‌پوست گزارش کردند. بیش از نیمی از پاسخ دهندگان لاتین‌تبار گفتند که نمی‌دانند چگونه تجربیات خود را فاش کنند که این میزان به طور قابل توجهی بالاتر از مردان سیاه‌پوست و سفیدپوست بود.
مردان لاتین تبار همچنین به طور قابل توجهی بیشتر از مردان سفیدپوست موانع زبانی و نگرانی در مورد وضعیت مهاجرت را به عنوان دلایل عدم درخواست کمک ذکر کردند.
همچنین نگرانی در مورد ایجاد شرم یا ننگ برای خانواده‌هایشان در بین مردان لاتین‌تبار به طور قابل توجهی بیشتر از مردان سیاه‌پوست یا سفیدپوست بود. دخالت شریک زندگی، به این معنی که شریک بدرفتار به طور فعال مانع از ارتباط آنها می‌شد، در بین مردان لاتین‌تبار در مقایسه با مردان سفیدپوست نیز با نرخ بالاتری گزارش شد.
برای مردان سیاه‌پوست، رایج‌ترین مانع گزارش شده نگاه کردن به بدرفتاری به عنوان یک موضوع خصوصی بود. مردان سیاه‌پوست کمتر از مردان لاتین‌تبار و سفیدپوست نگرانی در مورد باور نشدن یا مواجهه با تعصب و سوگیری را گزارش کردند.
محققان مراقب بودند که توضیح مطمئنی برای این تفاوت ارائه ندهند. آنها خاطرنشان کردند که این یافته با توجه به زمینه‌های تاریخی و ساختاری گسترده‌تر، تفسیر محتاطانه‌ای را می‌طلبد و خواستار تحقیقات بیشتر برای درک آنچه این الگو را هدایت می‌کند، شدند. این مطالعه دلیل وجود این تفاوت را مشخص نمی‌کند و نویسندگان در مورد مکانیزم اساسی نتیجه‌گیری نکرده‌اند.
در عین حال، مردان سفیدپوست به طور قابل توجهی بیشتر از مردان لاتین‌تبار احتمال داشت که در وهله اول در تشخیص یا برچسب زدن آنچه برایشان اتفاق می‌افتد، به عنوان «خشونت خانگی» مشکل داشته باشند. در پاسخ‌ها، یک مرد سفیدپوست به سادگی اشاره کرد که «نمی‌داند این کار تهاجمی است». محققان این را به عنوان یک مانع معنادار در میان مردان سفیدپوست مستند کردند، اگرچه این مطالعه به طور خاص بررسی نکرد که چه چیزی باعث این مشکل می‌شود.
سیستمی که برای قربانیان خشونت خانگی علیه مردان ساخته نشده است
آنچه این مطالعه روشن می‌کند، این است که قربانیان مرد خشونت خانگی از روی بی‌تفاوتی از درخواست کمک خودداری نمی‌کنند. آنها بین شرم شخصی، انتظارات فرهنگی و خدماتی که بسیاری از آنها را نامربوط یا دور از دسترس می‌دانند، گرفتار شده‌اند.
این فشارها بسته به پیشینه مرد، به طور متفاوتی اعمال می‌شوند. دسترسی به زبان و ترس از مهاجرت بر مردان لاتین‌تبار سنگینی می‌کند، دشواری در نامیدن و قبول خشونت خانگی در میان مردان سفیدپوست آشکار می‌شود و مردان سیاه‌پوست نگرانی کمتری در مورد سوگیری یا ناباوری گزارش می‌دهند، الگویی که نویسندگان می‌گویند قبل از اینکه کسی بتواند آن را توضیح دهد، نیاز به مطالعه بیشتر دارد.
تا زمانی که سیستم‌های حمایتی همه این واقعیت‌ها و نه فقط تجربیات زنان یا مردان را در نظر نگیرند، بسیاری از قربانیان مرد ممکن است همچنان کمکی را که وجود دارد، نامربوط یا دور از دسترس بدانند. نه به این دلیل که کمکی وجود ندارد، بلکه به این دلیل که برای بسیاری از این مردان، هنوز این حس وجود ندارد که اصلا کمکی برای آنها ساخته و در نظر گرفته شده است.


نظرات شما