عصر کرد - بامداد جنوب/ تحریمهای تازه بخش هوانوردی ایران از بامداد ۲۳ سپتامبر (یکم مهر) اجرایی شده است. اگرچه متن مقررات بهصراحت دستوری برای بستن مرزهای هوایی جهان صادر نکرده، اما افزایش شدید ریسکهای ثانویه و هزینههای عملیاتی سبب شده تا رفتار کشورهای منطقه همسو با خواسته واشنگتن بازتعریف شود.
در این نقشه جدید، مسیرهای هوایی ایران دچار چنددستگی عمیق شده؛ درحالیکه پروازها به چین، روسیه، ترکیه، پاکستان، ارمنستان و بلاروس همچنان برقرار مانده، کریدورهای حیاتی به مقاصدی مانند امارات متحده عربی، عمان، گرجستان و آذربایجان رسماً متوقف یا در وضعیت تعلیق عملیاتی قرار گرفتهاند. این دومینو حتی فرودگاههای عتبات را نیز در برگرفته است؛ بهطوریکه پس از توقف پروازهای بغداد، اداره فرودگاه بینالمللی نجف نیز تمامی پروازهای ورودی و خروجی ایران را به حالت تعلیق درآورد تا مسیرهای زیارتی نیز در کنار مقاصد تجاری با بنبست روبهرو شود. دامنه این انسداد چنان گسترده بوده که واکنش مقامات ارشد امنیتی کشور را نیز به دنبال داشته است؛ تا جایی که محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نسبت به همراهی و همکاری کشورهای منطقه با طرح آمریکا برای اجرای آنچه «محاصره هوایی ایران» توصیفشده، هشداری صریح صادر کرده است و دیگر مسئولان و از جمله ائمه جمعه نیز واکنشهای مشابهی داشتهاند.
با همه این احوال در میان تمام مقاصد پروازی اشاره شده، یک مقصد برای بوشهریها حکایت دیگری دارد. خط پروازی مستقیم میان بوشهر و دبی که پس از ماهها وقفه و پیگیریهای فراوان از روز جمعه ۲۰ شهریورماه بهصورت هفتگی توسط شرکت هواپیمایی آتا راهاندازی شده بود، در نخستین هفته از مهرماه بهطور کامل معلق شد؛ رویدادی که اگرچه تاکنون با سکوت و عدم واکنش رسمی این شرکت هواپیمایی و همچنین مسئولان استانی همراه بوده، اما اثرات آن بلافاصله در لایههای مختلف جامعه محلی نمایان شده است.
این مسیر هوایی برای بازرگانان، ترخیصکاران و جامعه فعالان اقتصادی جنوب کشور بسیار مهم بود و دسترسی به هاب مالی دبی را به حداقل میرساند. علاوه بر بعد تجاری، پیوندهای تاریخی، خویشاوندی و اشتغال هزاران شهروند بوشهری در کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس، نیاز به تردد مستمر هوایی را به یک ضرورت زیستی بدل کرده است. قطع این پروازها، علاوه بر تحمیل هزینههای گزاف سفر غیرمستقیم (در صورت امکان) از مبادی دیگر، روابط انسانی و خانوادگی این جامعه ساحلی را نیز در تنگنایی آشکار قرار داده است.
جغرافیای اقتصادی و زیست اجتماعی استان بوشهر قرنهاست با پهنه آبهای نیلگون خلیجفارس و بنادر جنوبی آن پیوند خورده است. با این حال، تحولات اخیر و اعمال محدودیتهای اخیر، شاهرگهای معیشتی و ارتباطی استان را با چالشی بیسابقه مواجه کرده است. در شرایطی که جنگ رمضان و پس از آن محاصره دریایی اقتصاد لنجداری و مبادلات کالایی بوشهر با کشورهای حوزه خلیجفارس بهویژه امارات متحده عربی را در وضعیت فرسایشی قرار داده بود، آغاز موج جدید تحریمهای هوانوردی و انسداد کریدورهای هوایی، این وضعیت را مبهمتر از گذشته کرده است.
در میانه این بحران ارتباطی با همسایگان جنوبی، فضای رسانهای و مدیریتی استان طی روزهای اخیر بهشدت تحت تأثیر سفر هیئت تجاری بوشهر به روسیه قرار گرفته است. توجه گسترده به گشایش بازارهای شمالی در حالی تیتر یک محافل محلی شده که تحلیل دادههای تجاری و ساختار بازرگانی استان، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد.
واقعیت میدانی حاکی از آن است که بازارهای سردسیر فدراسیون روسیه در معادلات اقتصادی، سنتی و زیرساختی تجار بوشهری نه میتوانند نقش جایگزین ایفا کنند و نه حتی ظرفیت بدل شدن به یک شریک تجاری دستچندم را دارند. مقاصد صادراتی بوشهر، جنس کالاهای وارداتی ته لنجی، مراودات مالی، نظام صرافی سنتی و شناخت بازار بازرگانان این دیار تماماً بر مدار بنادر خلیجفارس بهویژه دبی شکل گرفته است. تلاش برای جایگزینسازی مقصدی با فاصله چند هزار کیلومتری و تفاوتهای بنیادین ساختاری، چشمپوشی از ستون فقرات اقتصاد معیشتی این استان ساحلی است.
امروز تجار بازرگانان بوشهری در نقطه تقاطع دو فشار ساختاری ایستاده است: محاصره دریایی و رکود مبادلات شناورهای سنتی از یک سو و محاصره هوایی ناشی از لغو پروازهای دبی از سوی دیگر. تکیه بر آدرسهای نادرست صادراتی مانند روسیه نهتنها التیامی بر این زخم تجاری نیست، بلکه چشمانداز آینده اقتصادی و معیشت صدها خانوار وابسته به تجارت دریاپایه استان را در هالهای از ابهام عمیق فرو برده است. بوشهریها در ماههای اخیر نیز در خصوص جایگزینی مقاصد تجاری با دبی وعدههای مختلفی شنیده بودند از بنادر عمان و قطر تا عراق اما در نهایت هیچکدام نتوانست جایگزین بنادر اماراتی شود که بیش از سه دهه تجار بوشهری در آن سرمایهگذاری کرده بودند.